تبليغاتX
********دانلودوطن**********

********دانلودوطن**********

نرم افزار

بهار

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته ی شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد: امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط golbaz  | 

نان صنعتی

پنج هزار و خرده ای واحد نانوایی در سراسر کشور داریم.در مقابل بحث دور ریز نان و سوبسید دولت چند سالیست که جز معضلات ما به حساب می اید.قراره بجای نانوایی سنتی از این به بعد واحدهای صنعتی داشته باشیم.تا پایان سال اینده قراره 100 واحد راه اندازی بشه.یه چیزی حدود 5درصد.سئوال: از 10 نانی که میخری مخصوصا لواش 5تای ان قابل استفاده هستنددرگیری مردم بر سر خمیری نان همیشه ادامه دارد.چرا دولت سوبسید نان را بر نمی دارد تا هم دور ریز نان کم شود وهم سرعت صنعتی شدن بیشتر شود؟سوبسیدی که نیمی از ان نان خشک و بی مصرف میشه چه سودی داره؟ایا سوبسید چند هزا میلیاری نمی تواند به رشد صنعتی شدن کمک شایانی بکند؟ای کاش متولیان این امر خودشون در صفهای نانوایی می ایستادند تا تا بفهمند دعوای مردم با نانواها بر سر پخت بد نان است نه سر رعایت نکردن نوبت.دکتر حسین شاهی اعتقاد داشت ملت یهود مبتلا به بیماری جمعی است .انها اعتقاد دارند به خاطر اینکه در طول تاریخ به ما ظلم شده ما باید در جایی و در زمانی به هر طریق ممکن حقمان را بگیریم.ثمرات هر طریق ممکن را تمام دنیا بخصوص مسلمانان دارند می بینند.اما به اعتقاد من ما ایرانیان نیز دچار بیماری جمعی شدیم از پس مردم کوچه و خیابان با سواد و بی سواد مشکلات را گفتیم و حل نشد که هیچ بدتر هم شد.دچار یاس وناامیدی فلسفی شدیم.چطور مسئولی با عنوان مهندس به شعور خودش توهین میکنه و میگه دعوای مردم سر رعایت نکردن نوبته؟بعد میگه اولین واحد صنعتی قرار بوده امسال راه اندازی بشه ولی تا این لحضه هنوز به این واحد برق ندادند.دو تا خواهش از این مقام محترم دارم شما هم مثل مردم عادی برو صف نانوایی ببین مردم با نانواها سر چی بحث میکنند.بی زحمت تلاش بیشتری به خرج بده تا لا اقل اولین واحدمان را بتوانیم راه اندازی کنیم.تا شاید ما هم مثل کشور فرانسه دور ریز نانمان به صفر برسد.انشا الله

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 12:5 بعد از ظهر  توسط golbaz  | 

نفس

روشن و رویایم تویی گر ببخشی جانم تویی گرنبخشی روحم تویی مست کن باده  بده من نیم از عالم خاک.من نیم این تن و روی مسی.حصر این تن تا کی.خواب الوده به هستی تا کی.بنده نفس شدم بنده تن.این حجابی که تو در رویا دیدی چه حجابیست زخیم .مردم از درد بدی.درد را درمان تویی مرحمت کن .
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 10:26 قبل از ظهر  توسط golbaz  |